پرنسس کوچولو

دست دستی های عشقم

جون جون  من  از 6 ماهگی کم کم در کردی و کج و کوله دست دستی می کردی اما تو 7 ماهگی مخصوصا تو را مشهد قشنگ با صدا شده بود دستات بای بای میکردی و  بامزه بازی در می اوردی با اهنگ عمو پورنگ کیف می کنی و نای نای مدکنی فداااااااااااااااااااااااااااااااااااتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت.بوسسسسس.
4 خرداد 1393

شادن خوشگلم به مشهد رفت

شادن عزیزم سلا م تمام زندگیم شادنی انقدر با مزه شدی که واقعا می خوام بخورمت تمومت کنم عزیزم شما تو 7 ماه و 20 روزه بودی که ما با مامانی و دایی و خاله ها و نانا و مامی از تهران با قطار رفتیم دسته جمعی زیارت و خیلی بهمون خوش گذشت و همه تو راه میگفتند که شانی از همه خوش مسافر تر فقط شیطونی و باز ی می کردی و میخنددی و با نانا خوشگله ناهید جون بردیمتون اتلیه و ازتون عکس گرفتیم تو مشهد مقدس.  
4 خرداد 1393

شادن تمیمی و اولین روز سال 93

شانی جون امروز اولین روز سال است. من و شما و بابی پدرام دیشب سال تحویل رو با مامی  جونی اینها (شهسوار )بودیم قبل از سال تحویل کلی عکس انداختیم با هم و خیلی خوش گذشت شما هم دختر ماهی بودی ،بعد از شام عید دیدنی رفتیم خونه ی عمو جونت. و اما امروز بابی باید می رفت سر کار منو شما الان ناهار مون رو خوردیم(بادمجون کباب و سوپ شما) و شما مثل یه عشق خوشگل و جیگر من سرتو گرفتی بالا داری به مانیتور نگاه می کنی.(شادن عاشقتم جیگرتو) عزیزم قرار که 3 فروردین بریم تهران عید دیدنی هامون رو بریم جوجو امسال اولین عیدو عید دیدنی هات  هست ایشالا سالم و شاد باشی مامی.
1 فروردين 1393

شادن به خونه برگشت اما قبل از عید

سلام آروم جونم با با جون ما رو 14 اسفند برد تهران و قرار بود یه روز قبل از عید بیاد تا اون جا دور هم باشیم اما دلش طاقت نیورد ودیروز اومد دنبالمون ما هم با هاش برگشتیم. پدرام جون که دیدت گفت وای جوجو کوچولوم چقدر تو این 5 روزه تغییر کرده ،آره شانی جون رنگ پوستت و حالت هات و بزرگ شدنت روز به روز عوض میشه . شادن جون کی بزرگ میشی که با هم بریم خرید و تفریح و مسافرت و.......هرچی که دوست داشته باشی.  
20 اسفند 1392

آخرین روزهای سال 92

سلا م فرشته کوچولوی من می دونم که خیلی دیر کردم اما خودت بهتر از هر کسی مدونی که چقدر منو شما سرمون شلوغ آخه هنوز به قول قدیمی ها خونه تکونی هم نکردیم عزیزم پریروز منو بابایی شما رو بردیم پیش دکتر کریمی ایشونم برای شما آزمایش و سونو نوشته کمی نگرانم اما میدونم دختر گل مامی سالم وسلامته .عزیزکم ،یه شیطونه خوردنی شدی دوست داری همش بازی کنیم با هم بابایی که از سره کار میآد یه طوری به در نگاه میکنی که دلش هری می ریزه و بغلت میکنه میگه دوست دارم بخورمت عشقم. شادن جونی اینقر بامزه آبووووووووووووو اااا میکنی باجدیت انگار قله رو فتح میکنی اینقدر به خودت مغرور میشی عشقم نفسم وقتی با نگات دنبالمون میکنی وقتی میخندی وقتی تو چشمای هم نگاه میکنیم بهتری...
13 اسفند 1392