خنده ی با مزه
پرنسس من تو 1 ماهگی وقتی منو شما تهران بودیم خونه ی مامانی جونی پدر ام جون از شمال اومد دنبال ما شما هم اینقدر دلت برای بابی پدرام تنگ شده بود که یه خنده ی با صدا کردی . و حالا که سه ماهت هست بعد از یه مدت طولانی جمعه صبح 20 دی که از خواب سر حال بیدار شدی و میخواستیم حاضر شیم سه تایی بریم بیرون سه بار با مزه خندیدی میخواستم بخورمت به خدا.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

خنده ی با مزه
